| نوشته شده توسط رضا | لينک ثابت |چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388| موضوع: | |
سلام ای غروب غریبانه ی دل سلام ای طلوع سحرگاه رفتن سلام ای غم لحظه های جدایی خداحافظ ای شعر شب های روشن خداحافظ ای شعر شب های روشن خداحافظ ای قصه ی عاشقانه خداحافظ ای آبی روشن عشق خداحافظ ای عطر شعر شبانه خداحافظ ای همنشین همیشه خداحافظ ای داغ بر دل نشسته تو تنها نمی مانی ای مانده بی من تو را می سپارم به دلهای خسته تو را می سپارم به مینای مهتاب تو را می سپارم به دامان دریا اگر شب نشینم اگر شب شکسته تو را می سپارم به رویای فردا به شب می سپارم تو را تا نسوزد به دل می سپارم تو را تا نمیرد اگر چشمه ی واژه از غم نخشکد اگر روزگار این صدا را نگیرد خداحافظ ای برگ و بار دل من خداحافظ ای سایه سار همیشه اگر سبز رفتی ، اگر زرد ماندم خداحافظ ای نوبهار همیشه
خداحافظ برای همیشه خداحافظ همه دوستان
تاراج
در نو بهاران يادگارم را خريدي تنها اميد روزگارم را خريدي در تنگناي كوچه ي ترديد بودم ديدم دو چشم بي قرارم را خريدي ديشب كنار يك غزل تا صبح ماندم شعر سبيد انتظارم را خريدي ديگر براي زندگي چيزي نمانده تو بي صدا دار و ندارم را خريدي شب ها اگر چشمان من آرام هستند يعني دو ابر نو بهارم را خريدي
عید سعید فطر بر همه مسلمانان جهان مبارک
دلتنگ تو بوده ام ...
گل سرخ گرفتم ونوشیدنی .فراهم کردم با کمی خوش بیاری. او سر وقت اینجا خواهد بود اینجا جایی است که پیش از این می رفتیم. با موسیقی رومانتیک ونور ملایم . وتو متعجب کنر من می ایستی . وحیرانی که اینها همه برای چیست . این هدیه ای ساده است از طرف من وبرای تو. همسری که می پرستم آخر موضوعی هست که تو باید بدانی وآن این است. دلم برایت تنگ شده بود بیشتر از آنچه کلمات قادر به گفتنش باشند وهر روز به آن فکر می کرده ام وبه زمانی که ما آرام وزیبا پایکوبی می کردیم .........
حلول ماه پر برکت رمضان بر همه مسلمانان جهان مبارک وبا قبولی طاعات وعبادت "
با سپیده دم از خواب بر می خیزم .احساس ناراحتی میکنم.
صدای نفس کشیدن تو را در کنار خود می شنوم. ومی فهمم که داشتم خواب زمانی را می دیدم که ممکن است فرا رسد. وتو دیگر در زندگیم نباشی آهسته از بستر خواب بیرون می آیم از پله ها پایین می روم. هنوز از هراس بخوابی که دیده ام ناآرام و ناراحتم. ومی دانم که آن قدرها که باید . احساسم را برایت ابرازنمی کنم ونمی گویم که چقدر برایم ارزش داری تو محبوت منی. تو یارو یاور منی .تو تا آخرین دم عمر .زندگی منی.
تو مایه آسایش ودلگرمی منی .تو به من امید می بخشی. تو به من نیرو می دهی .مرا با خودت به ساحلی دوردست می بری. می خواهم همیشه در کنار تو باشم . شب هنگام ازخانه بیرون می روی. بسیار زیبا به نظر می رسی. و وقتی که قدم به تالار می گذاری. نگاه مردم به طرف تو جلب می شود. وقتی در کنارت می ایستم.غروری در قلبم احساس می کنم . که می دانم تو امشب اینجا در کنار منی. تو محبوت منی . تو یار و یاور منی.تو تا آخرین دم عمر . زندگی منی ..
تو مایه آسایش ودلگرمی منی . تو به من امید می بخشی . تو به من نیرو می دهی . مرا با خودت به ساحلی دوردست می بری. می خواهم همیشه در کنار تو باشم . آری .می خواهم همیشه در کنار تو باشم آری .می خواهم همیشه در کنار تو باشم تو محبوت منی . تو یارو یاور منی. برای همیشه برای همیشه "
سلام بابا گلم میخوام بگم که چقدر دوست دارم بابا جونم روزت مبارک
خیلی خیلی دوست دار
پروردگارا شرمنده ام از اینکه... از اینکه منتظر بودم تا دیگران بهم سلام کنند از اینکه در دنیا و تجملاتش غرق شدم. از اینکه اعضای بدنم دایم به خطا می رفت. از اینکه شنیدن حرف حق برایم تلخ است. از اینکه ایمانم به بندگانت بیشتر از ایمان به توست. از اینکه شبها به یاد تو نخوابیدم و روزها با یاد تو از جا برنخواستم از اینکه در کارهایم با همه غیر از تو مشورت کردم. از اینکه رعایت حجاب را فقط در پوشش ظاهر دونستم و حجاب چشم و گوش وزبان و دست و پا را فراموش کردم. از اینکه در امانت هایت خیانت کردم. از اینکه منتظر بودم تا دیگران از من تعریف و تمجید کنند. از اینکه خدایی نبودم و شبیه بندگانت شدم. از اینکه نمازم را بدون حضور قلب و برای بندگانت خواندم. از اینکه مالی که متعلق به تو بود از آن خود دانستم. از اینکه وقت و بی وقت خلف وعده کردم. از اینکه انجایی که باید سکوت می کردم حرف زدم و آن جاییی که باید حرف می زدم سکوت کردم. از اینکه حق نعمت هایت را به جا نیاوردم. و از اینکه....
دعای کوروش کبیر " یا وصیت آن بزرگ مرد"
خدایا سرزمینم را از سه چیز محفوظ بدار: 1- قحطی 2-جنگ 3-دروغ ای کاش می تونستیم لا اقل به آخرین خواسته کوروش جامه عمل بپوشونیم پاینده باد ایرانمان __________________
دانش را هنگامی بدست می آوری که با بهره گیری از منش نیک زمانی که خرد را دریافتی ، راهی به سوی راستی ، بالاترین پیام خرد با واژها های برتر ما باید بازگردانیم برای کسانی که بی بهره اند"
سلام دوستای خوبم همه شما میدونید که ماه رجب چقدر پر برکتی واز اعمال اون با خبر هستیدمن خواستم یاداوری کنم شب آرزوها یادتون نره ومنم از دعاتون
فراموش نکنید مرسی ازهمه شما خوبان
سلام سلام
امروز تولدم زود باشين تبريك بگين
سلام
خواستم بهترین متن بنویسم ولی نتونستم فقط میتونم بگم مامانم گل ام روزت مبارک
روز مادر بر همه مادرها مبارک
مرد، کنار مغازه گل فروشی ایستاد تا دسته گلی را برای مادرش- که دو هزار مایل دور
مراقب افکارت باش ، آنها به گفتــــــــار تبدیل می شوند.
مراقب گفتارت باش ، آنها به کــــــــردار تبدیل می شوند.
مراقب کردارت باش ، آنها به عــــــــادت تبدیل می شوند.
مراقب عادتهایت باش، آنها به شخصیت تبدیل می شوند.
مراقب شخصیتت باش ، که ســــــــرنوشت تـــــو است.
شريعتی می گويد دوست داشتن برتر از عشق است. منظور دکتر از عشق، عشقی است که با يک نگاه و بدون شناخت بوجود آمده باشد.(آنچه که مرسوم بوده) بين پسر و دختر بطور غريزی احساساتی وجود دارد که وقتی شدت می گيرد با عشق اشتباه گرفته می شود ، منظور دکتر اينچنین عشقی است.- شيفتگی و دلباختگی
معنی دوستت دارم یعنی چه؟
« د» : داشتن تو ، حتی برای لحظه ای ، به تمام عمر بی کسی ام می ارزد . همچون دیوانه ای که لحظه ای داشتن را در تمام رویاهایش باور می کند « و» : وابسته ی تپش های قلب عاشقت هستم که به روح ساکن من حیات می بخشد «س» : سرسپرده ی برق نگاه توام ، لحظه ای که مرا در آغوش گرمت میهمان کنی «ت» : تک ستاره ی شبهای بی فانوسم شدی روزی که از خدا تکه ای نور طلب کردم «ت» : تپش های قلبم در گرو عشق توست که در رگهای زندگیم جاریست. «د» : دوری از تو را باور ندارم ، حتی در رویا ، که من ذره ای از وجود عاشقت گشته ام «آ» : آرام دل بیقرار و عاشقم در چشمان روشن تو موج می زند ، وقتی به دریای نا آرام اشکهایم می نگری «ر» : راز مرگ دلتنگی هایم ، روزیست که دستان گرم تو پناه دستان سرد و بی نصيبم باشد «م» : مهتاب می سوزد ، تا ابد ، در آتش عشقت . که درد را به جان خریده است در بازار عاشقی
افکارم . . . گریه ام میندازن . . . آزارم میدن . . . میشکوننم عذابم میدن . . . قلمم نوشت: از فکر کردن متنفرم... دریای احساس ..:: غم... ::.. وقتی که هنوز چشم به جهان نگشوده بودم صدایی نام غم را در گوشم طنین انداز کرد فکر می کردم که غم عروسکی است که من در دست می گیرم و با آن بازی می کنم اما حال می بینم که خود عروسکی هستم در دست غم... (در عالم یکرنگی نیرنگ ها بی رنگند)
|